سيد علي اكبر قرشي

1131

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

مى شوى در ورطهء ظلمانى . ورع : ( مثل عقل و شرف ) خود نگه‌دارى از معاصى : « ورع ورعا و وراعة : كفّ عن المعاصى و الشبهات » « ورع » ( مثل خشن ) وصف آن است ، « اروع » از باب افعال نيز بدان معنى است ، مواردى از آن در « نهج » آمده است ، چنان كه فرموده : « و لا ورع كالوقوف عند الشبهة » حكمت 113 تقوائى مانند ايستادن و خود نگه‌دارى در وقت شبهه نيست ، به عثمان بن حنيف نوشته : « اعينونى بورع و اجتهاد » نامهء 45 ، مرا يارى كنيد با تقوى و تلاش در راه خدا . « اين المتورّعون فى مكاسبهم » خ 129 187 يعنى ورع كنندگان در كسبهاى خود . ورق : ( مثل شرف ) برگ . « ورق » ( مثل كتف ) پول نقره . مواردى از آن در « نهج » آمده است ، دربارهء نماز فرموده : « و انّها لتحّت الذنوب حتّ الورق و تطلقها اطلاق الربق » خ 199 316 « حتّ » لازم و متعدى هر دو آمده است يعنى نماز گناهان را مى ريزد مانند ريختن برگ ، و گناهان را رها مىكند مانند رها كردن از بندها . رجوع شود به « ربق » دربارهء باد و سرماى پائيز و بهار فرموده : خودتان از اول سرما ( سرماى پائيزى ) حفظ كنيد و خود را در معرض آخر آن قرار بدهيد كه اوّل آن مى سوزاند و آخر آن مى روياند : « اولّه يحرق و آخره يورق » حكمت 128 و در حكمت 381 فرموده : « فاخزن لسانك كما تخزن ذهبك و ورقك فربّ كلمة سلبت نعمة و جلبت نقمة » زبانت را چنان نگاه دارد كه طلا و نقره‌ات را نگاه مى دارى اى بسا كلمه‌ايكه نعمتى را سلب و بلائى را جلب كرده است . ورى : مواراة : پوشاندن و مستور كردن « توارى » : مستور شدن . ايراء : آتش افروختن مواردى از آن در « نهج » آمده است ، در رابطه با خداوند تعالى فرموده : « الحمد لله الذى لا توارى عنه سماء سماء و الارض ارضا » خ 172 247 ، حمد خدائى را كه آسمانى آسمانى را از او نپوشاند و نه زمينى زمينى را مستور مىكند . انس بن مالك از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيده بود كه به طلحه و زبير